خرید بک لینک
حالم اصلا خوب نيست از همان گرگ و ميش کلهی سَحَر تا همين الان که آفتاب دارد آسوده میشود، هنوز ساعت: هشت و نيم شب است عقربهها خستهاند، بیخيالند، خاموشند زمان از رفتن به جانبِ افعالِ آينده بازمانده

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 16:16

گهی سمت بالا، گهی رو به زير چنين است تقدير نسل دلير غريبانه در دشت و کوه و کمر که از ميهنِ من رسيده خبر شقايق اگر خون، هم از کين ما که کشتند ياران ديرين ما چو خون سياوش که در خوابِ طشت بسوزم چراغی به

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 16:16

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن تو

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 16:16

ای چهره زیبای تو رشک بتان آزری هر چند وصفت می کنم، در حسن از آن زیباتری هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر شمسی ندانم یا قمر، حوری ندانم یا پری آفاق را گر دیده ام، مهر بتان ورزیده ام

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 16:16

صفحه بندی